تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

401

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

يزدين در زمان خسرو والى عشور « 1 » همهء ايران زمين بود . شيرويه دچار بيماريها شد و

--> ( 1 ) - در متن عربى « والى عشور الآفاق » آمده است . عشر ( يكدهم ) ( رجوع شود به زيرنويس شمارهء 1 ، صفحهء 266 همين فصل ) بايد بنا بر اصول مالياتى قديم نام نوعى ماليات ارضى باشد . منابع مسيحى دربارهء او و خاندانش اطلاعاتى به دست مىدهند . من كمى پيش ( در زيرنويس شمارهء 1 ، ص 379 همين فصل ) به طور مختصر به آن اشاره كرده‌ام . به گفتهء توماس مرگائى نسطورى ( رجوع شود به موضع مذكور ) رهبر واقعى توطئه « مؤمن حقيقى » شمطاى مسيحى پسر شادروان يزدين بوده است . اين مطلب را ، چنان كه در موضع مذكور اشاره كرده‌ايم ، ثئوفانس نيز ، دست‌كم قسمتى از آن را ، تأييد مىكند و چنان كه طبرى هم بعدها گواهى مىدهد قتل شاهزادگان را نيز او ترتيب داده بوده است . بنا به گفتهء توماس ، در شادروان يزدين روح مسيحيت نمايان بود ولى خسرو به فضايل او پاداش بدى داد ، زيرا پس از مرگش ميراث او را ( كه به قرائن و امارت خيلى زياد بوده است ) ضبط كرد و دو پسر او را كه « مؤمنان حقيقى و مشمولان عنايت الهى » بودند يعنى شمطا و قرطا ( كرتك بنا به داستان شهادت آناستازيوس ايرانى در كارنامهء قديسان ، 22 ژانويه بند 29 ) را از توانگرى به درويشى و از درجهء اعتبار ( كارمندى دولت ) به پايهء افراد عادى فرودآورد . بدين گونه شاه بنا به رسم قديمى معمول ثروتى را كه مباشر كل او به حق و ناحق جمع كرده بود براى خود برداشت و زيان واردشده به پسرانش را حتى با ارجاع شغل پدر به ايشان جبران نكرد . اين معنى بهانهء كافى به دست شمطاى پرهيزگار ، كه آن همه اثاث و اسباب زيبا بر صومعهء شيرين وقف كرده بود ( توماس مرگائى به نقل السّمعانى 471 III , I , ) مىداد كه اين پادشاه خدانشناس ( در نظر او ) را از تخت به زير آورد . اما بر خلاف گفتهء توماس ، خاندان يزدين به گدائى نيفتاده بودند زيرا اولا خود شمطا يكى از رهبران توطئه بر ضد خسرو بوده است و ثانيا به گفتهء كارنامهء آناستازيوس خاندان يزدين پيش از مرگ خسرو مخصوصا در مقامات عالى مشغول كار بودند . پسران يزدين خانوادهء مسيحى ثروتمند و مقتدرى بودند كه در نزديكى دستگرد املاك و خدمهء فراوان داشتند . در اين ميان كرتك حتى دوباره به خدمت دولت درآمده بود زيرا او كه آناستازيوس مذكور را در خانه‌اش جا داده بود « ناظم اول امور جمهور ايران » Publicae rei Persarum Primus dispositor ) بند 29 ) بود . « خانه‌هاى يزدين » كه در اين ناحيه واقع شده بود ، و هراكليوس شب ميلاد مسيح را در آن جشن گرفت ( ثئوفانس ص 492 ، در كرنيكن پاسكاله نام او آمده است ص 730 ) ظاهرا متعلق به اين خانواده